|
آنان که سحر را
انتظار میکشند
تقدیم به
جداشدگان مانده در راه و خانواده های چشم براه
و اسرای ذهنی و
عینی سازمان مجاهدین خلق
* *
* *
دختری برای آزاد سازی مادرش و مادری برای رهایی دخترش از اسارت
فرقه ای در عراق همدل و همراه می شوند.
مادر از دخترش می گوید که او را مادر سابق میخواند و دختر از
مادری که او را در کودکی هم بیاد نمی آورد و هر دو شکوه از عقایدی می
کنند که فرزند را از مادر جدا می سازد.
هزاران چون این مادر و این دختر، در درون یا در بیرون قرارگاه
اشرف در عراق، روزگار وصل خویش را میجویند. آنان آسیب دیدگان فرقه ای
مخرب هستند که مناسبات و عواطف خانوادگی را مرز سرخ دانسته و آن را
لانه فساد می خواند.

خانم محبوبه همزه از
کانادا (سمت
چپ) مادر خانم سمیه محمدی و
خانم نوشین بشیری از نروژ (سمت
راست) دختر خانم راضیه خبازان در بغداد
پدری دردمند که عاشقانه دیدار دختر خویش
را میجوید و برادری غم دیده که به دنبال یافتن مهر برادر سر از پا
نمیشناسد در بغداد آشنا میشوند. عزیزان آنان به فرمان رهبران فرقه دست
رد بر سینه ابراز علائق و احساسات آنان زده و ایشان را پدر و برادر
سابق خود خوانده اند.
فرقه ها به حق یک معضل اجتماعی هستند چرا
که قبل از هر چیز احساسات و عواطف خانوادگی را هدف قرار داده و مناسبات
پایه ای جامعه را نابود میسازند.
آیا نقطه پایانی بر رنج و حرمان این
خانواده ها وجود دارد؟

آقای مصطفی محمدی از
کانادا (سمت راست) پدر خانم سمیه محمدی و
آقای رضا اکبری نسب از تبریز (سمت
چپ) برادر آقای مرتضی اکبری نسب در بغداد
آیا صبح نزدیک نیست؟

این طرح توسط یکی از هموطنان همراه با تبریک تأسیس بنیاد خانواده
سحر ارسال شده است.

آقای
آرش صامتی پور از مسئولین انجمن نجات در تهران (نفر سمت چپ)، نمایندگان
خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق مستقر در قرارگاه اشرف را در
دیدار با آقای نزار محمد سعید رئیس دفتر ریاست جمهوری عراق (نفر سمت
راست) در تاریخ 3 فوریه در بغداد همراهی نمود.
|