انتشار: امیر افشار    -  شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

از دروغ تا واقعیت

امیر افشار

هر گاه به گذشته ای که در آن همه ساليان جوانی و آرزوهایم را از دست دادم نگاه میکنم، میبینم که تا چه مقدار باید دروغ و کتمان حقیقت را میدیدیم و میشنیدم ولی امکانی برای افشا کردن نداشته باشم چون در همه جا سایه سرکوب به شیوه سفید وجود داشت و امکانی برای ارتباط با بیرون نداشتم که بخواهم از آن استفاده کنم.

برای ما تصویری وحشتناک از بیرون از سازمان ساخته بودند که جرات خارج شدن از این فرقه و قدرت تصمیم گیری و انتخابی برای آینده و داشتن هدفی برای زندگی را نداشتیم.

حد دروغ و نیرنگ این فرقه و مسئولینی که برای این کار گمارده اند به اندازه ای بود که قطعا گوبلز هم متعجب می شد. با دروغ هایی از قبیل اینکه هر کس از این سازمان مجاهدین خلق جدا شود خوار و ذلیل میشود و در هیچ کجا امنیت و آسایش نخواهد داشت. یا اینکه می گفتند ما هر کاری میکنیم در راستای سرنگونی است که البته  درست بر عکس در جهت حفظ بقای مسعود رجوی بود چون دیگر بود و نبود مجاهدین خلق در معادلات بین المللی و داخل کشور تاثیری ندارد. سمت و سوی فرقه رجوی چیزی جز مزدوری و خشونت و بی بند و باری نیست.

حال باید سوالاتی را در مقابل این فرقه ننگین گذاشت که چرا میخواهید به قیمت رنج و عذاب نیروها و مثل عصر برده داری از گرده آنها کار بکشید و روی دوش آنها بار بگذارید؟ برای شما کاخ های آنچنانی بسازند و قیمت آنهم از دست دادن سلامتی جسمی و فرسودگی آنان باشد.

امير افشار - نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی


گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر گفته بود که دروغ هرچه بزرگ تر باشد باور کردنش ساده تر می شود. 


Share/Bookmark

فرم ارسال نظر

 نام 
 پست الکترونیک  (اختیاری)
  
نظرات شما پس از تائید، در صورتی که فاقد مطالب توهین آمیز باشد منتشر خواهد شد