انتشار: محمد هاشمی    -  یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷

چرا رجوی اسامی مجروحین و مصدومین حمله به لیبرتی را اعلام نمیکرد

محمد هاشمی

بجز صد نفر که در اشرف توسط رجوی برای به کشتن دادن مانده بودند بقیه نفرات به لیبرتی منتقل شده و تحت نظر کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان قرار داشتند و در اردوگاه ترانزیت مستقر شده بودند و سرکشی افراد کمیساریا به لیبرتی برای نظارت بر سلامت افراد هر روز انجام می شد.

از طرفی خانوادها بعد از یک وقفه چند ساله توانسته بودند خودشان را در گرمای شدید تابستان عراق و با مشکلات فراوان به پشت دروازه های لیبرتی رسانده و در یک قدمی عزیزان اسیر خود در درون فرقه رجوی قرار گیرند و تلاش نمایند صدای خود را به آنان برسانند. 

وضعیت در لیبرتی خیلی حساس بود و رجوی خوب میدانست که خانوادها در یک قدمی او هستند و این اتفاقی بود که او اصلا دوست نداشت و اصلا برای همین راضی شد از اشرف برود. به همین دلیل بعد از هر حمله ای هیچ گاه اسامی مجروحین را اعلام نمیکرد و بهانه اش این بود که رژیم از آن استفاده می کند در صورتی که می خواست خانواده ها مطلع نشوند.

در اشرف در اولین و دومین حمله حتی اسامی کسی که یک زخم کوچک برداشته بود یا حتی مصدومیتهایی که بعد از حمله در مثلا فوتبال و بسکتبال پیش آمده بود را به عنوان مصدومین حمله نیروهای عراقی وابسته به ایران اعلام بیرونی میکرد و ادعا نداشت رژیم استفاده می کند.

اما حالا در لیبرتی اسامی مجروحینی که وضعیت وخیمی داشتند را هم اعلام نمیکردند. علت این بود که خانواده ها به محض شنیدن مجروح شدن فرزندانشان به تکاپو می افتادند تا فرزند مجروحشان را از داخل لیبرتی خارج کنند.

رجوی از این میترسید که کمیساریا تحت فشار خانواده ها ملاقاتهای جدا گانه با مجروحین در مقر کمیساریا در خارج از لیبرتی داشته باشد و این امر منجر به فرستادن مجروحین به کشور دیگر برای مداوا گردد.

یکی از دوستان مجروحمان که وضعیت وخیمی داشت می گفت که کمیساریا به سراغم آمده بود که مرا به بخش اورژانس بیمارستانی در بغداد ببرند ولی مسئولین من را توجیه کردند که کمیساریا میخواهد با این ترفند و به بهانه بردن شما به بیمارستان برای معالجه شما را بدزدد و تحویل رژیم ایران بدهد که ببرند و شکنجه و اعدام کنند.

خباثت و دنائت مسعود رجوی بی حد و حصر است و انتها ندارد. حاضر بود افراد مجروح زجرکش بشوند ولی دیدار آنان با خانواده هایشان صورت نگیرد. وحشت رجوی مشخصا آگاه شدن اعضا و برملا شدن دروغ هایش و جدا شدن آنان بود. سوء استفاده رژیم و تهدیدات امنیتی بهانه ای بود که رجوی همیشه در آستین داشت.

در لیبرتی چون کمیساریا تردد روزانه و سرکشی به مجروحین داشت رجوی میترسید که خانوادها باخبر شوند و با تحت فشار قرار دادن کمیساریا به داخل لیبرتی برای دیدار فرزندان مجروحشان بیایند و شکاف در دستگاه دروغ و فریب رجوی پیش بیاید. به همین دلیل هزارو یک ترفند و حقه به کار میبرد و تا هیچ خانواده ای از فرزند مجروحش خبری نداشته باشد. رجوی برای اینکه دروغ های خودش را لاپوشانی کند همیشه فورا پای رژیم را وسط میکشید.

این فقط یک نمونه از جنایات رجوی در حق کسانی بود که عمر خود را به پای او و اهداف کودکانه اش ریخته بودند. هزاران نمونه دیگر هم هست. این تنها مشت نمونه خروار بود.

محمد هاشمی – نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی 


Share/Bookmark

فرم ارسال نظر

 نام 
 پست الکترونیک  (اختیاری)
  
نظرات شما پس از تائید، در صورتی که فاقد مطالب توهین آمیز باشد منتشر خواهد شد