انتشار: سعید داوودی    -  یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶

تبعیض در فرقه رجوی - قسمت سوم

سعید داوودی

با سلام خدمت همه عزیزان خصوصا خانواده های محترم

اینبار اما میخواهم به وجه دیگری از تبعیض در فرقه رجوی اشاره کنم

یک واقعیت تلخ در فرقه رجوی وجود دارد و آن هم اینست که هویت همه افراد را تحت تاثیر قرار میدهد و نفرات را خام میکند و اگر بخواهم درست به آن اشاره کنم هویت افراد را به طور کامل از آنها می گیرد. به همین دلیل است که در سازمان مجاهدین خلق اعضای ۴۰ و ۵۰ و ۶۰ ساله باعرض معذرت  از همه آنها (اصلا قصد جسارت و توهین ندارم) در عادات دنیای بیرون مانند کودکان رفتار میکنند و گویی به دوران کودکی برگشته اند و خیلی واضح میشود در هر برخورد اینرا دید و روی آن صحه گذاشت .

و حالا میخواهیم به ریشه این مسئله برویم و علت را بدانیم 

در سازمان مجاهدین خلق همه مسئولیتها بین افراد خاص تقسیم میشود و رده های پایین سهمی در مسئولیت ها و تصمیم گیری ها ندارند .

آن قدر انسانها و اعضا را در ناآگاهی از مناسبات بیرونی حفظ کرده اند که مثلا مسئولیت چند نیرو را پذیرفتن برای نفرات تبدیل به رویا شده بود و میخواستند هر طور شده به آن دست پیدا کنند و به خاطرش خیلی کارها میکردند که در محتوا و در باطن به هیچ وجه به آن معتقد نبودند .

قبلا به یک لایه خاص در سازمان اشاره کردم که خیلی مورد ستم قرار گرفتند .

برای انتخاب فرمانده از بچه های مسئولین خودشان استفاده میکردند اما از این نفرات که نزدیک به ۳۰ سال عمرشان را در سازمان گذاشته بودند استفاده نمیکردند و هنوز اعتماد نداشتند. این شده بود نقطه سرخوردگی این نفرات. وقتی هم که این موضوع را مطرح میکردیم که در هر زمینه ای تجربه ما بیشتر است و بهتر میتوانیم و ... با یک جمله دهانمان بسته میشد و آن هم اینکه اینقدر دنبال کرسی نباش و انقلاب خواهر مریم یعنی ضد کرسی.

سوال من همیشه این بود که این کرسی فقط برای ما بد است یا برای همه نفرات. بعد به این نتیجه رسیدم که برای برخی نفرات خوب و برای برخی بد است. برخی باید همیشه بر مسند قدرت در سازمان باشند و برخی حتی اگر آنرا در ذهن خود بپرورانند بایستی در جمع گزارش بخوانند و خود را لعنت کنند تا از آن موضوع عبور نمایند.

در مورد این جمله که انقلاب مریم یعنی ضد کرسی میخواهم چند جمله بنویسم:

در این مدت کوتاهی که به رهایی از قید و بند فرقه رجوی رسیدم و توانستم خودم را پیدا کنم، در مورد انقلاب مریم که در ذهن ما فرو کرده بودند خیلی فکر کردم که چرا میگفتند ضد کرسی و ضد فردیت است.

بله ضد کرسی و ضد فردیت است و تعبیر کرسی و فردیت همان هویت انسانی است. آنها هر گونه راهی را بر روی هر کسی که میخواست به یک وجهه قابل قبولی برسد را می بستند، فقط به این دلیل که کسی نباشد جلوی جناب رجوی سر بلند کند و روزی روزگاری قدرت انتقاد به او را داشته باشد و حتی روزی روزگاری به این فکر بیفتد که در این سازمان کسی است که حق نظر دارد .

حالا فقط یک سؤال در ذهنم باقی مانده و آن هم اینکه چطور میشود  در چنین سازمانی که همه چیز بر پایه تبعیض و دروغ و عدم صداقت بنا شده است اینطور نفرات را خام کرد؟

این همان قدرت مغزشویی است که در این فرقه موج میزند .

نفرات همه برده یک نفرند و آن یک نفر برای خودش خدایی میکند و هیچ کس حق ندارد حقی طلب کند. همه باید همان تنظیم رابطه بنده با خدا را با او داشته باشند.
این همان واقعیت تلخ در سازمان مجاهدین خلق است که در قرن ۲۱ با برده داری نوین انسانها را اسیر خودش کرده است.

سعید داوودی - نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی 


Share/Bookmark

فرم ارسال نظر

 نام 
 پست الکترونیک  (اختیاری)
  
نظرات شما پس از تائید، در صورتی که فاقد مطالب توهین آمیز باشد منتشر خواهد شد