انتشار: اکبر حسنی   -  دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۶

به کجا چنین شتابان

اکبر حسنی

حال و روز این روزهای رجوی ها شده مثل تایر ماشینی که پر از وصله است که خیال میکنه پنچری های قبلی رو گرفته ولی وقتی تیوب رو درمیارن میزارن توی آب میبینن که از هزار جا پنجره. چسب های قبلی رو هم که نمیشه کند باز وصله بزرگتر روی وصله های قبلی. اونقدر ادامه میدن که کلا تایر لنگ میزنه زیر ماشین.
حالا رجوی خیال میکنه که با جابجایی نفرات به زندان اشرف جدید تضادی ازش حل میشه و جلوی ریزشهای بعدی رو میگیره


مگه مسعود رجوی خودش نگفت:
- هر کس که بخواهد آزادی‌های انسانی، انقلابی و اسلامی را محدود بکند، نه اسلام، نه انسان و نه انقلاب را شناخته‌ است. آزادی ضرورت دوام انسان در مقام انسانی است.
- تاریخ سیر تکامل خود را طی خواهد کرد و سرانجام معلوم خواهد شد که ظالم کیست و مظلوم کیست.
- مگر می‌شود خورشید را کشت؟ مگر می‌شود باد را از وزیدن بازداشت و باران را از باریدن، مگر می‌شود اقیانوس را خشک کرد؟ مگر می‌شود بهار را از آمدن بازداشت و مانع روییدن لاله‌ها شد؟ و مگر می‌شود ملتی را تا به ابد اسیر نگهداشت؟ مگر می‌شود خلقی را تا به ابد در زنجیر نگهداشت؟ نه… نه… چرا؟ زیرا خواست خداست. اراده خلق است. سنت تاریخ و قانون اجتماع است. میعاد خداست؛ میعاد تخلف‌ناپذیر. بله سنت خداست. سیر تاریخ است. بشارت همة انبیا و پیام‌آوران، مصلحین و انقلابیون بزرگ جهانی این است، خلق پیروز می‌شود. آینده تابناک است.
(استادیوم امجدیه تهران – خرداد ۱۳۵۹)


این ریلی که دارین میرین و نفرات دارن میرن چند وقت دیگه  روزی میاد که رجوی که خیلی ساله که مژده اومدنش رو میدن که میگفت فقط مریم هم برام بمونه کافیه داریم میرسیم به آن روز انشاءالله

یه حساب دو دوتا چهار تا همه چیز رو مشخص میکنه

مریم رجوی، خیال میکنی که آدمها رو میزاری زیر ماکزیمم فشار عصبی بعد هنوز بمونن برده زر خریدت که نیستن یا غلام حلقه به گوش خودت و اون شوهر گور به گور شدت

بردی نفرات رو به یک جهنم بدتر از اون اشرف خراب شده باز میخوای زیر بیگاری بکشی آدم ها رو

هر چی فکر میکنم که تو و شوهرت و هم دستانتون به خدا اعتقاد دارید یا نه نمونه ای که اثبات کنه شماها خدا رو قبول دارید نمیتونم پیدا کنم

خیال میکنی من و ما گول اون کربلا رفتن و فرش انداختن توی حرم رو میخوریم یا اون دولا راست شدنتون رو میخوریم نه از این خبرا نیست با چشم دیدیم که چطوری مهدی فتحی ها رو زجرکش کردین با چشم دیدیم که اکبر عزیزی ها رو تکه تکه کردین خیال میکنی همه یادشون میره خیال میکنی این که مثلا واسه مسئولینت تره هم خرد نمیکنن از کجا در میاد؟

بالاخره وقتی باد بکاری طوفان درو میکنی. خیال میکنی که نفرات رو از شهر دور کنی که نتونن توی شهر بیان ایزوله شون کنی راحت میشی؟

خیال میکنی که همه چیز تموم میشه؟ چند نفر دیگه رو باید به کشتن بدی که دیگه خون خوردن بستون باشه چقدر؟

اون وقت به خودتون هزار لقب دهن پرکن میدین که کیو گول بزنید؟ تو اونقدر باید دولا راست بشی که شاید اربابانت خوش رقصی تو رو قبول کنن.
ببین بهت نصیحت میکنم دست از سر بچه‌های مردم برداری

اگه برنداری خودت تنها کسی هستی که پشیمون میشه

خفه نکن آدم ها رو با مثلا سوگند جلاله و دست روی قرآن. انگار فقط اونا دست گذاشته اند روی قرآن. انگار که نورچشمی هاتون که الان دارند فقط عکس یادگاری میگیرند دست نگذاشته بودند روی قران.

دست از خرافات بردارین که به افراد می گین فلان میشید بهمان میشید. پسر رحمان مگه دست روی قرآن نگذاشته بود یا خود مصطفی (محمد) رجوی؟ پس آدمها رو با بحثهای تکراری شوهر گور به گور شدت خفه نکن، چون این طناب تا آخر دور گلوی اونا نمیمونه دور گردن خودت و هم دستاتون هم میاد

اکبر حسنی اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی


Share/Bookmark

فرم ارسال نظر

 نام 
 پست الکترونیک  (اختیاری)
  
نظرات شما پس از تائید، در صورتی که فاقد مطالب توهین آمیز باشد منتشر خواهد شد