انتشار: اکبر حسنی    -  یکشنبه ۵ آذر ۱۳۹۶

جمله ای که یاد آور خیلی چیزهاست

اکبر حسنی

چند روز پیش اتفاقی گذرم خورد به نزدیک مقر اسیران در بند فرقه رجوی در تیرانا

واااااااای خداااااا کاش نمیرفتم اون سمت

خدا رو شکر که شما اون نگاه ها رو ندیدید، هزار و چند حرف داشت

یکیش این بود: "هل من ناصر ینصرنی؟"

تمام نگاه ها فقط همین جمله را فریاد میزد

"آیا کمک کننده ای هست که ما را یاری کند"

واقعا داشتم خون گریه میکردم به حال نفراتی که هنوز اسیر چنگال رجوی هستند

خیلی چیزها مثل برق و باد از جلوی چشمام گذشت. سالهای بیگاری های اشرف و  لیبرتی که رجوی و دارو دسته اش به اردوگاه کار اجباری تبدیل کردن
اردوگاه کار اجباری که دار و دسته رجوی تبدیل به اردوگاه مرگ تدریجی کردند

البته نمیدونم که شهردار سابق نیویورک جولیانی روی حساب بر تحقیقات گفت یا همینطوری به قول معروف تیری توی تاریکی انداخت (ولی شک ندارم پولی که فرقه رجوی میداد برای هر موضع گیری حتما که  خیلی سبیل آقا رو چرب میکرد) ولی هر چی بود به خال خورد و ناخواسته‌ یا ندانسته حقیقت رو گفت  البته یکی از صد هزار هم نبود.

سرها افتاده، کمرها خم؛ چشم ها نگران و به دنبال کمک گرفتن

فقط خدا میداند که چی توی ذهن نفرات بود ولی بنا به تجربه میشه حدس زد که به چی فکر میکردن

بیگاری و باز بیگاری و باز هم بیگاری، تا زمانی که نفرات زیر دست و پای رجوی و دارو دسته اش تلف بشن

روزهای لیبرتی جلو چشمم میاد که داشتیم زیر کارها ذره ذره میسوختیم و جان می دادیم و کسی هم نبود که صدای ما رو بشنوه

البته مگر میشد از دیوارهای سانسور رجوی حرفی بیرون بره

شده بودیم آدم کوکی همه چیز مصنوعی مثلا شادی های عید نوروز و لبخندهاش لبخند نبود که زهرخند بود که روی صورت ها بود

روزهای درست کردن مثلا زمین فوتبال در لیبرتی یادم میاد با بیل و کلنگ های دست ساز عهد حجر. نه اینکه نباشه بهترش هم بود ولی واسه مقر مثلا مسئولین بود که حتی سالی یک بار هم محض قسم حتی نوک انگشتشون رو به دسته بیل هم نمیزدن

این بیگاری اونقدر پر فضاحت بود که صدای عراقی ها در اومد که بیاین برین لودر و ماشین آلات راهسازی کرایه کنید. بعد هم توی نشست های مختلف میگفتند که کسی از کار کردن که نمی میره اگر هم از زور کار کردن مرد روی سنگ قبرش مینویسیم از بس کار کرد مرد

حالا باز این اسرا رو میخوان ببرن اشرف تازه ساز مثلا باز هم بیگاری پشت بیگاری حتما میخوان بگن که آلبانی رو گلستان کردیم جونش رو یک سری میکنند پزش رو مریم رجوی میده. رجوی که حتی زحمت اطو کردن لباسهای خودش رو هم به خودش نمیده

اگه پاچه خوار های رجوی بخونن میگن که بله مشغول پیش برد امر سنگین مبارزه هست که من توی مقاله قبل نوشتم که گردن درد نگیری رجوی از بس میری دست بوسی اربابانت

واقعا هر کس هر کاری از دستش بر میاد باید برای این اسرا انجام بده

تنها کاری که من و امثال من میتونن و باید انجام بدن افشاگری هرچه بیشتر چهره واقعی این هیولا است

اکبر حسنی اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی



"هل من ناصر ینصرنی؟" جمله ای منصوب به امام حسین علیه السلام به معنی "آیا کسی هست تا مرا یاری دهد؟"


Share/Bookmark

فرم ارسال نظر

 نام 
 پست الکترونیک  (اختیاری)
  
نظرات شما پس از تائید، در صورتی که فاقد مطالب توهین آمیز باشد منتشر خواهد شد