مراسم 19 بهمن در فرقه رجوی

زینال شهیدی

اين خاطراتي كه ميگويم قبل از انتقال به اردوگاه ليبرتي بود.

در پادگان اشرف يادم هست كه هميشه 19 بهمن را رهبر فرقه تشبيه می کرد به عاشوراي مجاهدين خلق. واقعا راست ميگفت، وقتی به مراسم 19 بهمن نزديك ميشديم همه در شرف شهادت قرار می گرفتیم. يكماه مستمر تمرين طاقت فرسای رژه كه در 19 بهمن ما يك رژه اي برويم. 

يادم است كه يك ماه در گل و باران و سرما بايد تمرين ميكرديم. صبح تا شب پا می کوبیدیم و همه كوفته و خسته و نالان بر می گشتیم و فقط ناله می کردیم كه اين چه برنامه اي است كه همه را دارند ميكشند تا يك رژه برگزار كنند. رسانه ها هم توجهي به اين برنامه و رژه نمی کردند.

بچه ها بعد از  يكماه كه روز  اصلي فرا ميرسيد همه به خط ميشدن كه رژه برگزار بشه. بقدري افتضاح می شد كه خودم يادم است كه خيلي از يكانهاي رژه رونده را سيمای به اصطلاح آزادي اصلا نشان نميداد و ميگفتيم خدايا يك ماه ما را زجر دادند آخر سر هم هيچ.

اين كه ميگفتند عاشورای مجاهدین خلق درست بود، چون همگی قرار بود قربانی شویم. یک ماه پدر ما در اين تدارک و برگزاری رژه 19 بهمن در می آمد.

مسعود رجوی سنگ اين روز را به سينه ميزند و از آن استفاده سياسي ميكند. اما بايد به رجوی خائن گفت كه خودت موسي خياباني و زنت اشرف ربیعی را در ايران گذاشتي و فرار کردی و به کشتن دادی. دليل آن هم واضح بود. آخر این دو نفر و مخصوصا موسي خياباني در جمع نفرات فرقه هواداران زيادي داشت و ميترسيدی كه يك روز سد راه تو شوند. 

مسعود رجوی خائن ميدانست كه چكار كند. تك تك كساني كه این ظرفیت را داشتند که در برابر او صف آرايي کنند يا دست بالايي در فرقه داشتند را به هر صورتي که بود از ميدان به در ميكرد.

يكي از همين ها 19 بهمن است، ديگري علی زركش و ديگري محمد ضابطی و همچنین پرويز يعقوبي و حسن محرابی و كساني كه مسعود چشم ديدن آنها را نداشت. بله كساني كه با جاه طلبی های رجوی همسو نبودند و به شکلی کنار گذاشته شدند.

حال كه فرقه رجوی اين روز يعني 19 بهمن را عاشوراي مجاهدين خلق نام گذاشته و سنگش را به سينه ميزند بايد گفت كه خود ميكشي و خود تعزيه ميداري.

زينال شهيدي نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی 

نوشته‌های مرتبط

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.