كشته شدن يعقوب در قرارگاه علوي

سعد الله سیفی

با سلام می خواهم خاطره ای از کشته شدن فردی به اسم یعقوب در قرارگاه علوی در عراق برایتان تعریف کنم.

يك روز عصر بود. در يكي از قسمتهاي قرارگاه علوي كه بوديم متوجه صداي شليك روي تپه مجاور كه در قسمت شمالي بود شدم. چون شليك در داخل قرارگاهها چيز غير معمولي بود بلافاصله از سالن بيرون زده و دويدم كه به سمت كيوسك نگهباني كه بالاي تپه بود روانه شدم كه شهناز يكي از زنهاي مسئول آن قسمت جلو من را گرفت كه حق ندارم بروم. در اين فاصله كه با من بحث ميكرد كه مانع رفتنم شود تعداد ديگري هم آمدند و آن جا جمع شدند كه اين زن با داد و فریاد همه را پراكنده كرد.

من از آن محل کنار رفته و سريعا خودم را از آن محل دور كردم و خارج شدم و از پشت سالن مجددا به آن محل رفتم. ديدم كه خشابي با چند گلوله آنجا افتاده است و ديدم كه شخصي به نام حسين زندگي كه در پست بايد باشد در آن محل نيست. گويا در همين فاصله آن زن اين حسين را فرستاده بود كه جسد يعقوب را از آن محل با خودرو دور كند كه كسي متوجه داستان نشود.

بعد هم يك صحنه ساختگي درست كردند كه يعقوب جهت انجام كار فردي از تپه بالا رفته و آنجا به خودش شليك كرده و خودكشي نموده است. اين در حالي است كه هيچ كس اين حرف را باور نداشت چون يعقوب يكي از بهترين نفرات در برخورد با  پيرامونش بود و هميشه هم سعي ميكرد كه يك فاصله اي از اين دستگاه رجوي و تشكيلاتش بگيرد. درصورتي كه تشيكلات او را منزوي كرده بود و اعتماد به او نداشت و مسئوليت جدي به او داده نميشد.

از نظر من و خيلي از نفرات اين كار خود فرقه بود كه او را كشته بود كه اين احتمال داده ميشد كه نفر هم پستي او اين كار را كرده باشد و تلاش كردند محل خاك كردنش و اسم روي قبرش هم زياد مشخص نباشد چرن از اين قتلهاي مشكوك در كيوسكهای نگهباني اولين مورد نبود.

خود فرقه اگر او را در جايي سر به نيست ميكرد همه شك ميكردند. این کار را در همان كيوسك و زمان نگهباني انجام ميدادند كه كسي شك نكند. بهانه هم فرقه داشته باشد كه بگويند كار خودش بوده و شلیک ناخواسته بوده و غیره.

من سالياني كه در مناسبات بودم و همينطور در تشكيلات همواره اين موضوع و مسائلی دیگر تعيين تكليف ناشده باقي ميماند و اين مسئله ذهن من و خيلي از نفرات هميشه بود و هست.

اميد به روزي كه تمام جنايتهاي فرقه با سند رو شود و اين جنايتكاران به سزای اعمال خود برسند.

به اميد به آن روز

سعدالله سيفي – نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی  

 
نوشته‌های مرتبط

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.